خرید بک لینک
میدونم که سال های آینده که به این روزها نگاه کنم دلم به حال خودم میسوزه که چطور طاقت آوردم. نه وایسا. شایدم بگم چقدر خوش خیال و آروم بودم. کی میدونه شاید بگم خوش به حالم که نگران حمله زامبیا نبودم. کا

برچسب: نویسنده: بنیامین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 17:04

"I'm scared". she said. "These days I feel like a snail without a shell" South of the Border, West of the Sun Haruki Murakami

برچسب: نویسنده: بنیامین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 17:04

ترس چند ماه پیش من این بود که موقع خواب زلزله بیاد و گلدون های بالای تختم بیفتن روی سرم یا وقتی پشت میز کارم نشستم نصف ساختمون زیر پاهام بریزن. ترس پنج ماه پیشم این بود که کارم رو از دست بدم و تا ابد

برچسب: نویسنده: بنیامین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 17:04

یکی از عجیب ترین تجربه هایی که داشتم توی زندگیم این بوده که اون اوایل که با عین آشنا شده بودم، وقتی از علاقهم به نوشتن بهش گفتم جوری محکم بهم گفت که میتونم یه روزی به رویام نزدیک بشم و یه آینده خیلی

برچسب: نویسنده: بنیامین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 17:04

همیشه برام آدمایی که مواظبن صفحه های کتابشون تا نشه و یه خطم روش نیفته عجیب بودن. از وقتی یادم میاد با هرچی دم دستم بوده زیر جمله های کتابا خط کشیدم و گاهن حسم رو نوشتم همون قسمت. با کتابم غذا خوردم،

برچسب: نویسنده: بنیامین کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 دی 1399 ساعت: 17:04

صفحه بندی